تبلیغات
نگاهی نو.....

حاضر تر از آنی که بخوانیم تو را

#FFFFFF
.خودت پل خودت را بساز
شنبه 28 بهمن 1385

.خودت پل خودت را بساز

اگر می خواهی چون بقیه گرفتار جریان خروشان رودخانه های سر راهت نشوی

دچار فقر و فلاکت نشوی و زندگی سعادتمندی داشته باشی،

باید یک بار برای همیشه به خودت بگویی که از این به بعد پل های خودم را خودم خواهم ساخت

و بلافاصله از جا برخیزی و به طور داِئم و مستمر و در هر لحظه در حال ساختن،

پلی برای قدم گذاشتن روی ان و عبور از رودخانه باشی.منتظر دیگران ماندن دردی از تو دوا نمیکند.

پل من به درد تو نمی خورد! پل خودت را باید خودت بسازی. 



[ شنبه 28 بهمن 1385 - 11:02 ق.ظ ] [ نظرات ارزشمند شما ()|| آشنا... ] [] [+]
دو سال گذشت!!!
پنجشنبه 14 دی 1385

تو میروی.
.


.
و من ترسیده ام
.
.
.
نه به خاطر اینکه رفته ای
.
.
.
به خاطر ماندن خاطره هایت
.
.
.
خاطره هامان
.
.
.
که پر رنگ تر از حضورت خواهند شد

روحت شاد ...



[ پنجشنبه 14 دی 1385 - 12:01 ب.ظ ] [ نظرات ارزشمند شما ()|| آشنا... ] [] [+]
آیا میشه خدا رو دید؟!
یکشنبه 10 دی 1385

روزی پسر کوچیکی از خواهرش پرسیدکه سوزی ایا تا حالا کسی خدا رو دیده؟

سوزی در حال مطالعه با عجله گفت نه البته که نه.خدا جای دوری تو بهشته

روزای زیادی گذشت اما این سئوال تو ذهن پسرک موندپس پیش مادر رفت و پرسید

مادر مودبانه گفت نه واقعا خدا روحه و توی قلب ماست.اما ما هرگز نمی بینیمش

پسرک کمی راضی شد اما هنوز متعجب بود چند روز بعد پدر بزرگ اون رو برد ماهیگیری.

اونا زمان خوبی رو با هم گذروندن.خورشید با شکوه خاصی در حال غروب بود.

و پدر بزرگ به ارومی به زیبای اون چشم دوخته بود.تو چهره بابابزرگ صلح و رضایت نقش بسته بود.

پسر کوچولو فکر کرد و با تردید گفت:بابا بزرگ فکر میکنم شما بتونین جواب سئوالمو بدین.

ایا کسی تا حالا خدا رو دیده؟پدر بزرگ که به حرکت آب خیره شده بود حتی سرش رو بلند نکرد

زمان طولانی گذشت و پدربزرگ گفت:راستش رو بخواهی من هر چی نگاه میکنم جز خدا نمی بینم



[ یکشنبه 10 دی 1385 - 11:12 ق.ظ ] [ نظرات ارزشمند شما ()|| آشنا... ] [محبوب من... , ] [+]
حقیقت تلخ
جمعه 3 آذر 1385

        

عده ای هنر پیشه توی میدون شهر نمایشی راه انداخته بودن.

که در اون دعوا و نبرد بین عده ای ادم شرور وانسان خوب به نمایش گذاشته بودند 

در پایان،آدم خوبا بر ادم بدا پیروز شدن و نمایش تموم شد.

یکی از شاگردا که تحت تاثیر قرار گرفته بوددر حضور بقیه شاگردا از استاد پرسید

دیدین چقدر زیبا ادمای خوب بر بد پیروز شدن.این نمایشا ادم رو واقع بین میکنه.

استاد تبسمی کرد و گفت:اما حقیقت تلخ اینه که تو زندگی واقعی خوبا همیشه پیروز نمیشن

و همیشه کسی که هوش و ذکاوت بیشتری داره پیروز میدونه.

اگه این حقیقت تلخ رو باور نداشته باشی هرگز نمیتونی انسانی واقع بین باشی



[ جمعه 3 آذر 1385 - 11:11 ق.ظ ] [ نظرات ارزشمند شما ()|| آشنا... ] [] [+]
دوشنبه 15 آبان 1385

راز هستی در پیام ناشناخته

آنگاه که در تنگنای معاش زندگی روزنه امید نداری ببخش و انفاق کن و وسعت رزق از من بخواه

سباء/39

آنگاه که می خواهی خوشبختی را در آغوش کشی تسلیم درگه من باش

زمر /54

آنگاه که خواهان رسیدن به سرزمین سبزبندگی هستی مرا بپرست تا به راه راست هدایت شوی

یس /61

آنگاه که در ورطه غفلت و بی خبری از یاد خدا غرق در نعمت شدی به هوش باش که در عرصه آزمون الهی به سر می بری

جن /17

آنگاه که در فراز و نشیب زندگی غافل از یاد خدا در حال بریدنی از زحمت لا یزال الهی مایوس مباش

عنکبوت /23

آنگاه که مغرور به زندگانی دنیا شدی هشیار باش که شیطان در فریب توست

فاطر /5و6



[ دوشنبه 15 آبان 1385 - 10:11 ق.ظ ] [ نظرات ارزشمند شما ()|| آشنا... ] [محبوب من... , ] [+]

تو خود موفقیتی
سه شنبه 20 تیر 1385

  

آرمانها ،رویاها،آرزوهایی هستند که آسان به دست نمی آیند

باید سخت بکوشی برای دست یابی به آنها

هرگز نخواهی دانست کی و کجا به هدف هایت خواهی رسید.

اما پیوسته بکوش،امید از دست مده.

و فراتر از همه هرگز ایمان به رویاهایت را از دست مده

چرا که در درون تو کسی هست بی همتا...

کسی هست پرشگفت و پیروز

مهم نیست چه به دست می آوری تا آنگاه که آن را می طلبی

آن خواستن،تو را زنده نگه می دارد..

تو خود موفقیتی



[ سه شنبه 20 تیر 1385 - 01:07 ق.ظ ] [ نظرات ارزشمند شما ()|| آشنا... ] [بد نیست بدانیم؟ , ] [+]
آفتاب برج حقیقت
سه شنبه 6 تیر 1385

 

سلام بر تو ای آفتاب برج حقیقت و ای عصاره چشمه معرفت،

تو که زلال نوری و زمزم سرور،تو که کوثر شوری و شعور

سلام بر تو ای پاک تر از آیه تطهیر،تو تفسیر سوره کوثری و مبین آیه رحمت.

چه دردناک است حکایت غربت ومظلومیت تو در کوچه پس کوچه های مدینه،

آن هنگام که حقیقت قران ناطق را به بند کشیدند

و یاس گلستان نبوی راپایمال نخوت و غرور جاهلانه شان کردند

ای چشمه سار عفت و پاک دامنی

دست توسلمان را تا آستان لطف و رحمت پروردگار همراهی کن

و در تمنای وصال با ما همگام شو.آمــــــــــــــــِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِیــــــــــــــن



[ سه شنبه 6 تیر 1385 - 11:06 ق.ظ ] [ نظرات ارزشمند شما ()|| آشنا... ] [] [+]

عاشق باشی می بینیش حتی در ...
جمعه 2 تیر 1385

          

و اگرمی خواهید خدا را بشناسید،در پی کشف رازها نباشید.

بلکه به گرداگرد خود نگاه کنید،

او را خواهید دید که با کودکانتان سرگرم بازی است.

و به آسمان بنگرید،او را خواهید دیدکه در میان ابرها گام بر می دارد،

در حالی که دست هایش را در آذرخش دراز کرده است و در باران پایین می آید.

او را خواهید دید که در گلها می خندد،آنگاه به پا می خیزدو در لابلای درختان،

دستانش را برای شما تکان میدهد.



[ جمعه 2 تیر 1385 - 12:06 ب.ظ ] [ نظرات ارزشمند شما ()|| آشنا... ] [محبوب من... , ] [+]